به گزارش خبرگزاری تسنیم، هادی زینی استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه معارف اسلامی در گفتگویی اختصاصی بر ضرورت شناخت مخاطب، پیوند دادن آموزه های دینی با مسائل واقعی زندگی و شنیدن پرسشهای او تاکید کرد. وی در ادامه افزود: نسبت میان نسل جدید و آموزه های دینی در سال های اخیر به یکی از مسائل مهم فرهنگی و اجتماعی در کشور تبدیل شده است، و نوجوان و جوان امروز در جهانی متفاوت از نسلهای گذشته رشد می کند، جهانی که در آن مرزهای ارتباطی کمرنگ شده، دسترسی به اطلاعات تقریبا نامحدود است و شبکههای اجتماعی، رسانههای جهانی و فناوریهای نوین سهم قابل توجهی در شکل گیری هویت، نگرش و سبک زندگی افراد دارند.
زینی با اشاره به تغییر محیط اجتماعی نسل جدید اظهار داشت: نسلهای گذشته منابع محدودی برای دریافت اطلاعات داشتند. خانواده، مدرسه، مسجد، کتاب و رسانههای رسمی مهمترین منابع شکل دهنده ذهنیت آنها بودند، اما امروز یک نوجوان در طول روز با دهها روایت، ارزش، سبک زندگی و نظام فکری متفاوت مواجه میشود.
وی افزود: این وضعیت الزاما به معنای ضعیف شدن باورهای دینی نیست، اما شرایط شکل گیری باور را تغییر داده است. نوجوان امروز میتواند درباره هر موضوعی دیدگاههای مختلفی پیدا کند و آنها را با یکدیگر مقایسه کند. بنابراین اگر همچنان با این تصور با او سخن بگوییم که فقط یک منبع اطلاعاتی وجود دارد و او صرفا باید دریافت کننده پیام باشد، احتمالا ارتباط موثری شکل نخواهد گرفت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه پرسشگری نشانه بی اعتقادی نیست، اظهار داشت: نباید هر پرسشی را به معنای فاصله گرفتن از دین تفسیر کرد. پرسشگری میتواند بخشی طبیعی از رشد فکری باشد. یک نوجوان ممکن است درباره خدا، معاد، نماز، حجاب، عدالت، آزادی یا نسبت دین با زندگی مدرن سوال داشته باشد، البته چنین پرسشهایی به خودی خود نشانه بی اعتقادی نیستند. اما، مشکل زمانی آغاز میشود که نوجوان احساس کند برای طرح پرسشهایش جای امن و مناسبی وجود ندارد، و اگر نتواند سوال خود را در خانواده یا مدرسه مطرح کند، احتمالا برای یافتن پاسخ به اینترنت و شبکههای اجتماعی رجوع خواهد کرد. بنابراین باید به جای ترس از پرسش، فرهنگ پرسشگری را به رسمیت شناخت و برای آن پاسخهایی منطقی، قابل فهم و متناسب با نیاز مخاطب فراهم کرد.
زینی با تاکید بر ضرورت حرکت از آموزش یک طرفه به گفت وگو، بیان کرد: انتقال آموزههای دینی نباید فقط فرایندی یک طرفه باشد. وقتی به نوجوان گفته می شود این درست است و تو باید آن را بپذیری، بدون آنکه امکان طرح این پرسش وجود داشته باشد که چرا؟ احتمالا نتیجه مطلوب به دست نمیآید. البته گفت وگو به معنای کنار گذاشتن اصول نیست، بلکه میتواند به فهم عمیقتر اصول کمک کند. نوجوان باید بتواند درباره یک باور سوال کند، استدلال بشنود، نقد کند و حتی اگر لازم است مدتی درباره آن بیندیشد. ایمان و باور پایدار زمانی شکل میگیرد که فرد احساس کند در فرایند فهم و انتخاب خود نقش داشته است.
این پژوهشگر حوزه معارف اسلامی اظهار کرد: اگر یک باور تنها با جلوگیری از پرسش حفظ شود، نمیتوان انتظار داشت در مواجهه با نخستین چالش جدی پایدار بماند. نوجوان امروز دیر یا زود با پرسشها و دیدگاههای متفاوت روبه رو می شود، بنابراین، بهتر است این مواجهه در محیطی امن و با حضور افراد آگاه صورت بگیرد. در نتیجه باید به نوجوان یاد بدهیم که پرسیدن، فکر کردن و حتی تردید کردن میتواند بخشی از مسیر شناخت باشد، و مهم آن است که ابزار تشخیص، استدلال و گفت وگو را بیاموزد. پاسخهای دینی نیز باید تا حد امکان روشن، مستدل و متناسب با سن و تجربه مخاطب ارائه شوند.
وی درباره نقش خانواده افزود: خانواده همچنان مهمترین بستر شکل گیری شخصیت و ارزشهای فرد است، اما خانواده نباید فقط نقش آموزش دهنده داشته باشد؛ بلکه باید الگو نیز باشد. نوجوان با دقت رفتار والدین را مشاهده میکند. اگر پدر و مادر از صداقت، عدالت، احترام، مسئولیت پذیری و اخلاق سخن بگویند، اما در زندگی روزمره رفتاری متفاوت داشته باشند، پیام گفتاری آنها اثر خود را از دست میدهد. در نتیجه برای کودک و نوجوان، رفتار والدین اغلب از سخنان آنها آموزنده تر است.
زینی در ادامه بیان داشت: خانواده باید اجازه دهد فرزندش درباره مسائل اعتقادی پرسش کند. گاهی والدین تصور میکنند اگر فرزندشان درباره موضوعی دینی سوال یا تردید کرد، باید او را فورا سرزنش کنند، در حالی که چنین واکنشی ممکن است باعث شود نوجوان مسائل ذهنی خود را پنهان کند و پاسخهایش را از منابع دیگری بگیرد.
این استاد دانشگاه درباره وظیفه مدرسه اظهار داشت: مدرسه میتواند یکی از مهمترین محیطهای گفت وگوی دینی باشد، اما برای تحقق این نقش باید آموزش دینی را از حالت صرفا حافظه محور خارج کرد. اگر دانش آموز احساس کند درس دینی فقط مجموعهای از مطالب برای امتحان است، ارتباط آن را با زندگی واقعی خود پیدا نمی کند.
زینی در ادامه خاطر نشان کرد: باید درباره موضوعاتی سخن گفت که دانش آموز هر روز با آنها مواجه است، موضوعاتی مانند عدالت، دوستی، دروغ، مسئولیت اجتماعی، موفقیت، شکست، احترام به دیگران، معنای زندگی، مصرف گرایی، فضای مجازی و حتی آینده شغلی است. اگر این مسائل از منظر اخلاق و آموزههای دینی بررسی شوند، دانش آموز در مییابد دین صرفا مجموعه ای از مناسک نیست، بلکه می تواند چارچوبی برای اندیشیدن درباره زندگی باشد.
وی درباره فضای مجازی بیان کرد: نمیتوان پاسخ مطلقی به این موضوع داد، چرا که فضای مجازی هم فرصت است و هم تهدید است. تهدید است، زیرا اطلاعات نادرست و روایت های سطحی میتوانند با سرعت منتشر شوند، اما در عین حال، فرصتی کم نظیر برای ارتباط با نسل جدید فراهم می کند. مسئله این است که چگونه از این فضا استفاده کنیم. اگر تصور کنیم تولید محتوای دینی فقط به انتشار سخنرانیهای طولانی یا پیامهای رسمی محدود می شود، بخش مهمی از مخاطبان را از دست خواهیم داد. باید زبان رسانه را شناخت و ظرفیت روایت، تصویر، ویدئو، گفت وگو و محتوای کوتاه و جذاب را جدی گرفت. البته مسئله صرفا جذابیت نیست، بلکه محتوای دینی در فضای مجازی باید معتبر، دقیق و صادقانه باشد. نوجوان امروز خیلی زود تناقضها را تشخیص می دهد، از این رو، اعتماد از تبلیغ مستقیم مهمتر است.
این پژوهشگر حوزه معارف اسلامی گفت: باید میان اصل پیام و روش انتقال آن تفاوت قائل شد. ممکن است یک مفهوم ثابت دینی در هر دوره با زبان متفاوتی بیان شود. همان گونه که زبان ادبیات، هنر و رسانه تغییر کرده است، زبان گفت وگوی دینی نیز باید بتواند با شرایط جدید ارتباط برقرار کند. این موضوع به معنای تغییر دادن اصول نیست، بلکه باید فهمید نوجوان امروز چگونه فکر می کند، چه دغدغه هایی دارد و با چه واژگانی بهتر ارتباط میگیرد. زبان تحکم، کلی گویی و تکرار برای بسیاری از نوجوانان جاذبه ای ندارد، و در مقابل، صداقت، گفت وگو، استدلال و پیوند دادن مفاهیم با مسائل واقعی زندگی میتواند موثرتر باشد.
وی با اشاره به اهمیت توجه به مسائل جوانان اظهار کرد: اگر درباره اخلاق و دین سخن بگوییم، اما به دغدغه های واقعی جوانان نپردازیم، طبیعی است که میان این دو حوزه فاصله ایجاد شود. جوان امروز درباره آینده شغلی، ازدواج، روابط انسانی، مهاجرت، موفقیت، تنهایی، اضطراب، عدالت اجتماعی و معنای زندگی سوال دارد.
زینی ادامه داد: اگر گفت وگوی دینی نتواند با این مسائل ارتباط برقرار کند، ممکن است جوان احساس کند دین پاسخی برای زندگی واقعی او ندارد. به همین دلیل، باید از خود بپرسیم هر آموزه دینی چه نسبتی با تجربه های روزمره انسان دارد. هنگامی که بتوانیم این ارتباط را با زبانی روشن توضیح دهیم، مفاهیم دینی از حالت انتزاعی خارج می شوند.
وی درباره استفاده از چهره های مشهور و اینفلوئنسرها گفت: ممکن است این روش کمک کند، اما شهرت به تنهایی کافی نیست. مخاطب امروز به سرعت تشخیص می دهد که آیا یک فرد واقعا با موضوع ارتباط دارد یا صرفا در حال اجرای یک نقش رسانه ای است. برای ارتباط موثر با نسل جدید، افزون بر دانش دینی، مهارت ارتباطی، شناخت جامعه و درک مسائل نسل جوان نیز ضروری است.
این استاد دانشگاه افزود: گاهی یک معلم، روحانی، نویسنده یا فعال فرهنگی که توانایی گفت وگویی صادقانه دارد، بسیار بیشتر از یک چهره مشهور می تواند اعتماد ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، اصالت، صداقت و توانایی ارتباط واقعی با مخاطب است.
زینی درباره لزوم بازنگری در روش های تبلیغ و آموزش دینی اظهار کرد: هر حوزه ای به بازنگری مستمر نیاز دارد. اگر روش های گذشته در شرایط خود موثر بوده اند، الزاما به این معنا نیست که امروز نیز دقیقا با همان میزان اثربخشی عمل می کنند. جامعه تغییر کرده، ابزارهای ارتباطی تغییر کرده اند و تجربه زیسته مخاطب نیز دگرگون شده است.
وی ادامه داد: بازنگری به معنای نفی گذشته نیست. باید نقاط قوت تجربه های پیشین را حفظ کرد و در کنار آن، روش های جدید ارتباطی را شناخت. مهم این است که هدف را با ابزار اشتباه نگیریم. هدف، انتقال ارزش ها و مفاهیم است؛ اما ابزارها می توانند متناسب با زمان تغییر کنند.
این پژوهشگر حوزه معارف اسلامی در توصیه به خانوادهها، مدارس و نهادهای فرهنگی بیان داشت: باید از سخن گفتن از نسل جدید به سمت سخن گفتن با نسل جدید حرکت کنیم، و تفاوت این دو رویکرد بسیار زیاد است. در حالت نخست ما پیام خود را آماده کردهایم و فقط به دنبال مخاطب میگردیم، اما در حالت دوم، ابتدا مخاطب را میشناسیم، پرسشهایش را میشنویم و سپس با زبان مناسب با او وارد گفت وگو میشویم. در نتیجه باید از نگاه صفر و یکی به نوجوانان پرهیز کرد. نوجوانی که امروز درباره یک موضوع دینی پرسش دارد، لزوما نوجوانی بی اعتقاد نیست، چه بسا در حال ساختن رابطه ای عمیقتر، آگاهانهتر و سنجیدهتر با باورهای خود باشد.
زینی در پایان تاکید کرد: مهمترین اصل این است که پیش از آنکه بخواهیم به نسل جدید پاسخ بدهیم، باید یاد بگیریم پرسشهای او را بشنویم. نوجوان و جوان امروز بیش از آنکه به پیامهای بیشتر نیاز داشته باشد، به رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام و گفت وگوی واقعی نیاز دارد. اگر احساس کند پرسشهایش جدی گرفته میشوند، میتوان درباره دشوارترین مسائل نیز با او گفت وگو کرد. از همین رو، دین زمانی میتواند برای نسل جدید به امری زنده و معنادار تبدیل شود که جوان نسبت آن را با زندگی خود ببیند، نسبت آن با اخلاق، خانواده، دوستی، عدالت، مسئولیت، آینده و معنای زندگی. بنابراین، مسئله اصلی شاید این نباشد که چگونه آموزههای دینی را بیشتر به نسل جدید منتقل کنیم، بلکه باید پرسید چگونه میتوان زمینهای فراهم کرد که نسل جدید این آموزهها را بفهمد، درباره آنها پرسش کند و نسبت آنها را با زندگی خود کشف کند. بنابراین در جهان جدید، حفظ ارتباط میان نسل جوان و میراث دینی، بیش از هر چیز به اعتماد، گفت وگوی واقعی، شناخت مخاطب و توانایی پیوند دادن مفاهیم دینی با مسائل انسان معاصر نیاز دارد.
انتهای پیام/